تبليغاتX
»--------مجرم --»»

ده سال گذشت از من

ده سال گذشت از تو                 

اما نمیدانم چندسال گذشته

از دلهرهء متورم ، مجاور بوتهء رز

از دلان سینه و پژواک قدمهایی عجول

صدایی لرزان که نامت را می خواند از رو ، با حجّی مجزا

و

سایه انگشتانت که لبخند میدزدید 

با نگاهی که بلغور دروغ هم میزد           

و خداحافظ

 

چند سال گذشته از من ؟

چند سال گذشته از تو ؟

و چند سال از شوریدهء هیدروکربنهایی که آنیون تعارف هم می کردند ؟

زمین چند سیصد و شصت به دنبال سرنوشت دوید ؟

 

                             

 

ثانیه های من چه عادت غریبی به خاطره شدن دارند

در ایندکس کدام ابستراکت روزگار مرور کنم

برگه سوالاتم را ؟

چه تقارن عجیبی

و ترسی که هیچگاه با نَفَس نگاهت نشکست

چند سال از من گذشت ؟

چند سال تا من باقیست ؟

چند سال ؟

+ نوشته شده در یکشنبه 29 مهر1386ساعت 3:11 بعد از ظهر توسط مجرم |


* JavaScript Codes